تبليغاتX
سید ذاکرین - میخ ِدر... سینه زهرا ... خون !
یا حسین غریب مادر ... تویی ارباب دل من ... یه گوشه چشم تو بسه ... واسه حل مشکل من

دوباره نگاه می کنم ... میخ در با ضرب تمام سینه زهرا(س) را شکافته، و خون به شدت جاری است ...

صدای شکستن استخوان سینه زهرا (س) شنیده شد ...

دست نامردِ نابکار (و لعن الله علی أعدائَهُم أجمعین) تازیانه هم زد ...

غلاف شمشیر هم به پهل.ی او زد ...

وای فاطمه (س) بیهوش شد! وای محسن (ع) کشته شد!!!

 

به یاد محسن (ع) و بشـکسـتن پهلو ز ضرب کین

نگاه از روی حسرت می کنم بر پشت در هرشب

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم خرداد 1388   به قلم عاشق |