تبليغاتX
سید ذاکرین
یا حسین غریب مادر ... تویی ارباب دل من ... یه گوشه چشم تو بسه ... واسه حل مشکل من

كيفر اخروي دشمنان فاطمه زهرا(س):

و در حديثى رسول خدا در اين زمينه مى‏فرمايند: هركس با دشمنى فاطمه و اهل‏بيت من از دنيا برود كافر از دنيا رفته و بوى بهشت به مشام او نمى‏رسد و در پيشانى او مى‏نويسند اين شخص از رحمت خدا بدور است. (فخر رازي/ج27/ص165، آيه 23سوره ي شوري)

(... من مات على بغض آل محمد جا يوم القيمه مكتوب بين عينيه آيس من رحمه‏اللَّه، الا و من مات على بغض آل‏محمد مات كافرا، الا و من مات على بغض آل‏محمد لم يشم رائحه الجنة.)

از جمله در آيه‏ى 61 سوره‏ى توبه مى‏فرمايد: «و الذين يوذون رسول‏اللَّه لهم عذاب اليم؛ كسانى كه پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را اذيت مى‏كنند به عذاب دردناكى گرفتار آيند.»

و در آيه‏ى 57 احزاب مى‏فرمايد: «ان الذين يوذون اللَّه و رسوله لعنهم اللَّه فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا؛ به يقين كسانى كه به ايذا خدا و پيامبر مى‏پردازند در دنيا و آخرت از رحمت الهى به دور بوده، عذاب خواركننده‏اى در انتظار آنان است.»

             یا بن الحسـن که داند این ظلـم بیکرانه

             مـظلـوم بـی پناه و ظالـم به صـد بهانه

                                                 نـامرد بـود و ثـانـي انـدر لباس مـردان
                         
                        زد بی گنه زنـی را بی عذر و بی بهانه

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...     

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

حضرت فاطمه زهـرا(س) در كلام بزرگان اهل تسنّن !!!

بيان مسلم در كتاب صحيح     

مسلم بن حجاج قشيرى (م 261 ه.ق) يكى از ارباب صحاح شش‏گانه در صحيح معروف خود مى‏گويد: « فاطمه (س) پاره‏ى تن پيامبر(ص) است. پيامبر(ص) را مى‏رنجاند كسى كه او را رنجانده باشد و پيامبر(ص) را خوشحال مى‏سازد كسى كه زهرا(س) را خوشحال كرده باشد ».

 

بيان بخاري در كتاب صحيح            

بخارى، ابوعبداللَّه محمد بن اسماعيل در صحيح معروف خود، جزء پنجم، ص 17 باب فضائل صحابه (چاپ مكه به سال 1376) با سندهاى خاص خود نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام(ص) فرمودند:

« فاطمه (س) پاره‏ى تن من است. هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا خشمناك ساخته است ».

بخارى در موارد متعددى از كتاب خود، از جمله در ج 3 ص 146 و در جزء چهارم ص 203 نقل مى‏كند كه پيامبر اسلام فرمود(ص) : فاطمه (س) پاره‏ى تن من است، هر آن كس كه او را به غضب وادارد مرا ناخشنود كرده است ».

و در جزء پنجم ص 20 مى‏گويد: « فاطمه (س) بانوى زنان بهشتى است ».

 

بيان ترمذي در كتاب صحيح            

ترمذى، يكى ديگر از ارباب سنن در صحيح خود در اين باره مى‏گويد: « از عايشه ( لعنت الله) سؤال شد كدام يك از مردم، محبوب‏ترين افراد در نزد رسول خدا بودند؟ گفت: فاطمه(س)، پرسيده شد: از مردان؟ گفت: همسرش على(ع) ».

 

بيان خطيب بغدادي    

خطيب بغدادى، احمد بن على مورخ و محقق قرن پنجم، در تاريخ معروف خود، «تاريخ بغداد او مدينة الاسلام» در قسمت شرح حال حسين بن معاذ، با سندهاى خاص خود از عایشه (لعنت الله) نقل مى‏كند كه از پيامبر اسلام (ص) نقل كرده است:

« هنگامى كه هنگامه‏ى روز محشر برپا مى‏گردد، ندا درمى‏دهند كه اى انبوه مردم! سرهاى خود را پايين‏تر بگيريد تا فاطمه (س) ، دختر پيامبر اسلام عبور كند ».

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

نقش محبت حضرت فاطمه(س) در محشر :

از حضرت سلمان نقل شده كه رسول خدا(ص) درباره‏ى محبت فاطمه(س) فرمودند:

يا سلمان! من احب فاطمه بنتى فهو فى الجنه معى، و من ابغضها فهو فى النار.

يا سلمان! حب فاطمه ينفع فى ماه من المواطن، ايسر ذالك المواطن الموت و القبر و الميزان و المحشر و الصراط و المحاسبه...

يا سلمان! ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها اميرالمؤمنين عليا، و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها.

اى سلمان! هر كس دخترم فاطمه (س) را دوست بدارد، او در بهشت و كنار من خواهد بود و هر كس او را دشمن بدارد گرفتار آتش مى‏شود.

سلمان! علاقه‏مندى به فاطمه (س) در صد جا به درد مى‏خورد : از جمله‏ى آنها : هنگام مرگ، عالم برزخ، درياى ميزان، عرصات محشر، پل صراط و محاسبه‏ى اعمال.

سلمان! واى بر كسانى كه به او ظلم كنند و واى بر آنان كه به شوهر او امیر المومنین علی (ع) جفا نمايند، حتى واى بر ستمگرانى كه به فرزندان و شيعيان وى ستم كنند.

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

ولادت اسوه صبرو بردباری ، زهرای کربلا ، عمه سادات ، اُخت الحسین (ع) ، حضرت زینب کبری سلام الله علیها را به همه عاشقان آن حضرت تبریک می گویم ...

السلام علیکِ یا امّ المَصائِب یا زینب کبری !

سلام بر تو! سلام بر زنی که دشمن خون سرش را بر ستون های کجاوه دید ولی تضرعش را ندید !

سلام بر تحیّر تو به هنگام دیدن سر برادر، و سلام بر تسلط تو ، سلام بر صبر تو و سکوت تو و فریاد تو و قنوت تو !

سلام بر تعبد تو! سلام بر آخرین کلام حسـین با تو !

یا اُختاه! لا تَنسَاني في نافِلَة اللَیل ، خواهرم در نماز شب فراموشم نکن !

سلام بر ملتمس دعای حسـین ! سلام بر نمازهای شبانۀ بی انقطاع تو!

سلام بر نماز نشستۀ عاشورای تو !

و سلام بر روح بزرگوار تو ، مسجود فرشتگان آسمان ها ، صلي علیک ملائکة السماء .

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

حضرت محمّد (ص) :

إنَّ قَلبَ ابنِ آدَمَ مِثلُ العُصفُورِ یَنقَلِبُ فِي الیَّومِ سَبعَ مَرّاتٍ .

دل آدمیزاد چون گنجشک است و هر روز هفت بار منقلب می شود .

 

امام علی (ع) :

أفضَلُ العِبَادَةِ الصَّبرُ وَ الصَّمتُ وَ انتِظَارُ الفَرَجِ .

برترین عبادت ، صبر و خاموشی و انتظار فرج است .

 

 حضرت فاطمه زهرا (س):

مَن اَصعَد إلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ خالِصَ عِبادَةِ أهبِطَ اللهُ لَهُُ أفضَلَ مَصلَحَتِهِ .

هرکس عبادت پاک و خالص خود را به مقام رفیع خداوند فرستد ، خداوند هم عالیترین مصلحت را برای او نازل خواهد نمود .

 

 امام حسـن (ع):

اللُّومُ أن لا تَشکُرَ النِّعمَةَ .

فرومایگی اینست که شکر نعمت به جا نیاوری .

 

 امام حسـين(ع):

البَخِیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ .

بخیل کسی است که از سلام دادن خودداری نماید .

 

 امام سجاد (ع):

مَن قَنَعَ بِمَا قَسَمَ اللهُ لَهُ فَهُوَ مِن أغنَي النَّاسِ .

کسی که به آنچه خدا برایش در نظر گرفته قانع باشد ، او از بی نیازترین مردمان به شمار آید .

 

 امام باقر (ع):

فِي کُلِّ قَضَاءِ اللهِ خَیرٌ لِلمُومِنِِ .

در هر قضاء الهی ، خیر و نکویی برای مومن باشد .

 

 امام صادق (ع):

إزالَةُ الجِبَالِ أهوَنُ مِن إزالَةِ قَلبٍ عَن مَوضِعِهِ.

تکان دادن کوه ها آسانتر از تکان دادن قلبی از جایگاهش است.

 

 امام کاظم (ع):

یَنبَغِي لِمَن عَقَلَ عَنِ اللهِ أن لا یَستَبطِئَهُ فِي رِزقِهِ وَ لا یَتَّهِمَهُ فِي قَضَائِهِ .

آنکس که درباه خدا اندیشه می کند سزاست که خداوند را در روزی ، کُند کار نشمارد و در  قضاء الهی خداوند را متهم نکند .

 

 امام رضا (ع):

لا یَکونُ المُومِنُ مُومِناً حتّي تَکُونَ فِیهِ ثَلاثُ خِصالِ : سُنَّةٌ مِن رَبّهِ ، وَ سُنَّةُ مِن نَبِِّیِهِ(ص) ، وَ سُنَّيُ مِن وَلِیِهِ(ع) ، فَأمّا السُنَّةُ مِن رَبِّهِ فَکِتمَآنُ السِّرِّ ، وَ أمَّا السُّنَةُ مِن نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النَّاسِ ، وَ أمَّا السُّنَةُ مِن وَلِِیِّهِ فَالصَّبرُ فِي البَأسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ .

مومن ، مومن نباشد تا آنگاه که سه ویژگی در او باشد :
1- سنتی از پروردگارش ؛
2- سنتی از پیامبرش ؛
3- سنتی از امامش ؛
اما سنت از پروردگارش ؛ رازداری است .
و اما سنت از پیامبرش ؛ نرم رفتاری با مردم است .
و اما سنت از امامش ؛ شکیب ورزی در تنگنایی و تهیدستی است .

 

 امام جواد (ع):

أظهارُ الشَّي ءِ قَبلَ أن یُستَحکَمَ مَفسَدَةٌ لَهُ .

اظهار چیزی قبل از آنکه محکم و قطعی گردد باعث تباهی آن است .

 

 امام هادي (ع):

انّ الله بقاعاً یحبّ أن یُدعا فیها فَیستَجیبُ لِمَن دَعَاهُ وَ الحیرُ منها.
خدا را بقعه هایی است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و او به اجابت رساند یکی از آن بقعه ها بارگاه امام حســـــین (ع) است.

 

 امام عسگري (ع):
« بِسمِ اللهِ الرّحمَنِ الرَّحِیم » أقرَبُ إلَي اسمِ الأعظَمِ مِن سَوادِ العَینِ إلَي بَیَاضِهَا .

« بِسمِ اللهِ الرّحمَنِ الرَّحِِیمِ » به اسم اعظم خدا ، نزدیکتر از سیاهی چشم به سفیدی آن است.

 

 حضرت مهدي (عج):
سَجدةُ الشُکرِ مِن اَلزَمَّ السَنِن وَ اَوجَبِهَا .

سجده شکر از لازم ترین و واجب ترین سنّت های مستحب است .

************************************************

تصمیم گرفتم از این بعد هر ماه یک پست از سید ذاکرین را به گلچینی از احادیث و سخنان چهارده معصوم (ع) اختصاص بدهم . ان شاالله که راهگشای زندگی مان باشد ...

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

      گِرد حرم دویده ام صفا و مروه دیده ام

                    هیچ کجا برای من کرب و بلا نمی شود

                                   ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

                                                   گوشـه ای از کربلا جا و مکانم بده

هنگامی که به مسجد الحرام می رسی از صلابت و عظمت آنجا ناخودآگاه به سجده می افتی... همه درخواست ها و حاجت هایی که از قبل آماده کرده بودی تا با اولین نگاه از او طلب کنی همه را پیش خودت بارها مرور می کنی ولی تا چشمت به کعبه ، خانه خدا می افتد زبانت بند می آید و همه درخواست ها را کوچک و حقیر می بینی و به دنبال چیز بزرگتری می گردی و بعد از اینکه پر از خالی شدی ، فقط زبانت باز می شود به اینکه تعجیل در فرج صاحبت ، یوسف زهرا(س) ، منتقم خون حسـین(ع) را از او بخواهی ... اللّهُم عَجّل لِولیکَ الفرج

_________________________________________

سلام علیکم خدمت همه دوستانم ؛

برگشتم با یه دنیا ... نائب الزیاره همه ملتمسین دعا بودم ... انشاالله این سفر، با معرفت قسمت همتون بشه ...

یک توضیح در مورد پست ها : با توجه به دسترسی سخت به اینترنت درعربستان نتونستم وبلاگ را با پست های بیشتری بروز کنم . پست های تکمیلی مدینه النبي را بعد از برگشتم بروز کردم و تنها پست یادگار سفرم پست مدینه النبي بود که تونستم آنجا بروز کنم ...

لازم می دونم از همه عزیزان که در این مدت نسبت به بنده لطف داشتند ؛ علی الخصوص از مسئول اجرایی وبلاگ سید ، آخرین یادگار... ، بخاطر زحمتی که روز آخر به عهدشون گذاشتم و الحق توش کوتاهی نکردند تشکر و قدردانی کنم ...

 

التماس دعای خیر ...

فقط حیدر امیر المومنین است ... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

یا علی رفتم بقیع اما چه سـود

هر چه گشـتم فاطمه آنجا نبود

یـا علــی قبر پرســتویت کجاســت؟

آن گل صد برگ خوشبویت کجاست

هر چـه باشد ما نـمـک پرورده ایم

دل به عشق فاطمه خوش کرده ایم

قلب مـا را یا علـی خون کرده ای

در کجا گُل را تو مدفون کرده ای

بین قـبـر و مـنـبـر پیغمبر اسـت

در بقیع یا اینکه جای دیگر است

یا علــی قبرش میان خانه است

شیعه با مولا مگر بیگانه است

عاشقم مثل تو عاشق نیستم

واقف از سـرّ شـقایق نیستم

خصـم با آیینه طاها چه کرد !

میخ در با سینه زهرا چه کرد

یــا علــی بگذر ز بی پرواییم

هر چه هستم مکتب الزهراییم

مدینه شهر پیغمبر نیست!!! غربت مدینه شهر پیغمبر را وقتی وارد روضه رضوان می شوی می بینی ... وقتی کنار خانه سوخته زهرا قرار می گیری آتش می گیری ... و چه نامردند مردمان آن دیار ... نمی گذارند زیاد آنجا بایستی عده ای معدودی آنجا می ایستند که شیعه علی و فاطمه اند و آرام آرام گریه می کنند ... انگاربقیه آنجا را نمی شناسند و ماجرای در سوخته و ... نمی دانند و باز آتش می گیری از غربت زهرا (س) ...

وقتی کنار خانه حضرت زهرا (س) و امیرالمومنین حیدر کرار علی مرتضی (ع) قرار می گیری یاد همه اتفاقاتی که در آن خانه افتاده می افتی ... به یاد اینکه درِ خانه کرم به روی هیچ احدی بسته نبود یاد این می افتی که اگر سائلی می آمد در این خانه را می زد از هر دین و مذهبی دست خالی بر نمی گشت و حالا تو و عده معدودی که اکثرا ایرانی هستند آمده اید پشت در این خانه و ... و در خانه را بسته می بینی و دلت می گیرد باز هم از آن غربت ... آتشت وقتی شعله می کشد که وقتی پشت در خانه یواشکی ایستادی و ذکر مصیبت می خوانی مامور آنجا تو را می راند و تو یاد آن می افتی که هیچ کس از در این خانه رانده نشده در طول تاریخ ... و باز هم شعله می کشی ...

همه جا رسم بر اینست که خدمه هر اربابی ؛ خدمتگذار، مطیع اوامر و دلباخته و شیفته آن فرد و خانواده او باشد و در هر کاری برای اهل آن خانه کوتاهی و قصور نمی کند ... در مدینه شهر پیغمبر(ص) عکس این قضیه را می بینی ... ماموران و خدمه مسجد النبی از زن و مرد گرفته همه از اهل تسنن و تعداد کثیری بر فرقه کاذّب وهابیت و بر هر سنتی غیر از سنت رسول الله (ص) ... در شهر مدینه شهر پیغمبر؛ علی مرتضی(ع) داماد پیامبر(ص) بانوی عالم فاطمه زهرا (س) دختر پیامبر(ص) مظلوم هستند ... و تو یاد آن می افتی که در کشور خودمان هزاران شیعه هستند که عاشقانه آرزوی خدمتگذاری به ساحت  پاک و مقدس پیامبر خاتم (ص) و خاندان و اهل بیت او را دارند ... و خدمه اینجا را می یابی که اینقدر جفاکار در حق این خاندان پاک هستند  ... و دلت می گیرد از آن همه کینه و دشمنی که این قوم بعد از پیامیر(ص) بر اهل بیت او روا داشتند ...

در مدینه شهر پیغمبر همه امامان ما خانه داشتند و زندگی کردند و کوچه بنی هاشم یادآور همه ماجراهایی است که شنیده ای ... وقتی در مسجد نبوی قدم می زنی چشمت دنبال کوچه ای خاکی با خانه هایی کاه گلی است ولی ... ولی قسمتی از صحن مسجد را به تو نشان می دهند و می گویند اینجاست کوچه بنی هاشم ... اینجاست که خانه همه امامان در آن قرار داشته ... اینجا کوچه ای است که بیشتر امامان معصوم ما در آن متولد شدند ... اینجاست همان کوچه بنی هاشم و سیلی و دختر پیامبر و گوش و گوشواره و چادر خاکی و ... اینجاست بین الحرمین ... اینجاست که هر روز فاطمه زهرا (س) از خانه بیرون می آمد و در این مسیر به سمت بقیع حرکت می کرد ...

به مدینه شهر پیغمبر، رفتم که دلم آرام شود رفتم که سبک شوم ولی ... از آن همه غربت و غریبی دلم گرفت ... عقده دل وا نکردم در مدینه شهر رسول الله (ص) ...

 

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق | 

ای اهل مدینه !

         این چه زهد است فقط سر به تهجّد دارید

                        منتظر تا که ســر از بیعت خود بردارید

                                          ننگ و ذلّت بر تـن خویش مخرید

                                                       دست بسته علی را سوی مسجد مبرید

مدینه شهر پیغمبر نیست ... مدینه شهر پیامبر، شهر علی ، شهر فاطمه زهرا بنت رسول الله ، شهرحسن و حسین سید جوانان اهل بهشت  بالواقع غریب است ... و تازه وقتی در این شهر هستی می فهمی شیعه علی (ع) چقدر کم است چقدر غریب است ... در مدینه شیعه متهم به کفر است ... وقتی دلت از آن همه غربت می گیرد و قطره چشمی از کنار چشمت جاری می شود ماموران شهر پیغمبر پندت می دهند که استغفار کنید ، شیعه توحید ندارد ، فقط خدا ... بین ما و خدا هیچ واسطه ای نیست ... و این جملات را وقتی کنار بقیع هستی و روبرویت گنبد سبز نبوی است زیاد می شنوی و دلت بیشتر از قبل می گیرد و از رحمة للعالمین خجالت می کشی ... و یاد همه مواقعی می افتی که واسطه حل شدن مشکلاتت همین 14 نور پاک از خاندان پیامبر(ص) بودند ...

در مدینه شهر پیغمبر می فهمی که چقدرمسلمان زیاد است همه مسلمان از همه جای دنیا ولی ... ( اینجا تو وبلاگ شخصیم نگم کجای عالم حرف دلم داد بزنم ) ولی شیعه علی نیستند ولی علی را قبول ندارند ... همه اهل تسنن از شاخه های مختلف و تازه آنجاست که می فهمی بعد از پیامبر(ص) اسلام چقدر شاخه شاخه شده ... و وقتی می فهمند شیعه هستی چه بد نگاهت می کنند و تو چه فخر می فروشی به آنها و چه با غرور نگاهشان می کنی و اگر نیاز به معرفی باشد چه با هیبت و کامل خودت را معرفی می کنی ( شیعه امیر المومنین علی بن ابیطالب ) ... وقتی مدینه هستی می فهمی غربت امام زمان (عج) یعنی چی ... آقا چقدر تو شهر خودش غریبه ... وقتی به زور تو را از کنار بقیع می رانند می فهمی غربت امام زمان (عج) را ... و آنجاست که بغض دلت پاره می شود و دااااااااااد می زنی از آن همه غربت ...

غربت مدینه را وقتی می فهمی که کنار بقیع هستی و آرام باید زیارت نامه بخوانی و زار بزنی ... صدای گریه ات نباید بلند شود نباید داد بزنی نمی توانی ذکر مصیبت بخوانی وگرنه با برخورد جدی ماموران آنجا مواجه می شوی ... اینجاست که باز یاد شب شهادت بی بی می افتی و غربت بچه های علی (ع) ... که باید آستین به دهان و آرام آرام درخودشان گریه می کردند که کسـی صدای مظلومیتشان را نشنود ... و تو هم به رسـم مظلومیت و غربت بچه های بی بی آرام در خودت می شکنی و اگرآتش گرفتی و غربت علی را داد زدی کسی پیدا می شود که دستش را بر دهانت بگذارد تا صدایت بلند نشود ...

 

ادامه دارد ...

فقط حیدر امیر المومنین است ...

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387   به قلم عاشق |