تبليغاتX
سید ذاکرین
یا حسین غریب مادر ... تویی ارباب دل من ... یه گوشه چشم تو بسه ... واسه حل مشکل من

ما داغ فراق دیده بودیم

افسانه غم شنیده بودیم

اما غم تو جگر گداز است

دردیست که قصه اش دراز است ...

یکسال گذشت از آمدن روزی که آمدنش را باور نداشتیم و .. نکردیم

یکسال گذشت از آخرین باری که ...

یکسال گذشت از آن بدرقه ی با شکوه ...

یکسال گذشت از زمانی که این نام را رویم گذاشتی ... نامی که اعتبارش را از حرمت تو و امثال تو دارد ..

یکسال گذشت از رفتن سیدمان ...

باور نمی کنم گذشت یکســـــــــــــــال را ... باور نمی کنم یکسال نبودنت را ...

باور نمی کنم محرم ، صفر ، شهادت دردانه ارباب ، ایام فاطمیه را گذراندیم .. بی تو ، جایت در مناسبت هایمان خالی بود سید ...

دلم برای نغمه های عاشوراییت ، شور فاطمیت ...

دلم برای نعره های حیدریت ، ناله های فاطمیت در غربت مادر ، فریادهای یا حســـــــــــینت ، اشک های زینبی ات در مظلومیت عمه خانم ، دلم ... دلم برای ذکر گفتنت سید ، دلم برای ... تنگ می شود ..

سید ؛ کاش می توانستیم برای یکبار هم که شده شعر یادگاریت را از ته دل فریاد می زدیم ...  دلم برای ...

.

.

.

علی علی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386   به قلم عاشق |