![]() |
![]() |
|
| یا حسین غریب مادر ... تویی ارباب دل من ... یه گوشه چشم تو بسه ... واسه حل مشکل من |
|
میلاد با سعادت خداوند عاطفه و عاطفه خداوند قبلۀ مرّوت و قلّۀ فتوّت قافله سالار عشق و صبر و معرفت معلم مردان عالم آفتاب در حجاب روشنی بخش خورشید زهرای کربلا حسین در آینۀ تأنیث بانوی بانوان جهان عمه سادات عمة المهدی عقیلۀ بنی هاشم، عقیلۀ عرب، عقیلۀ عالم صدیقۀ صغري زینب کبری(س) بر همه عاشقان آن حضرت مبارک باد
دردل مستان همه مهر حسـین بن علیست جانشین حضرتش در سینۀ ما زینب است گربه دقت بنگری اندر زمان و در مکان آنچه بود و هست و خواهد بود تنها زینب است هربلاجو درازل جام غمش پرکرد و رفت آن که جامش پرنشد تنهای تنها زینب است انبیا هر یک لب تر کرده از جام بلا آنکه به یکباره به یکجا سر کشیده زینب است مرتضی می برد لذت دخترش،گوید پدر روز و شب مهدی نوایش، یا زینب است روز محشرهرکه برپیشانیش مهری زده روی پیشانی ما هم نام زینب است کیمیا را جستجو کردند مردم بی شمار کیمیا خاک کف پای غلام زینب است این که گویند کربلا از زینب کبری بگیر این حکایت ناشی از اوج مقام زینب است انبیا را خاتم آمد در نبوت جدّ او آن که عشاق جهان را خاتم آمد زینب است زاهدان را گو به ما تکفیر باک نیست ما شفیع داریم آن هم در دو عالم زینب است التماس دعا... یاعلی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 به قلم عاشق |
|
|
سلام سیدم :
امروز می خوام فقط برای تو بنویسم ، منی که که تا حالا هیچ کدوم از حرف های دلم و هیچ کدوم از حرف هایی که بهت می گفتم واینجا ننوشتم ولی حالا می خوام بنویسم ، برای تویی که خوب می دونی جنس حرفام ، درد دلام از چیه ... سید ؛ ده ماه از رفتنت گذشت ، ده ماهی که به اندازه یه عمر گذشت ولی وقتی به تقویم نگاه می کنی می بینی فقط ده ماه بوده که گذشته... پس چرا این قدر طولانی گذشته ؟ چرا این قدر سخت گذشته ؟ سید ؛ نمی دونم چرا ! ، هنوزم بهم نگفتی ، نمی دونم تو رفتنت چی بود که با رفتنت بیچاره شدم ، در به در شدم ... همیشه تنهایی هام ، بهنونه گیری هام ، درد دل کردنام مال تو بوده و هست . سید ؛ همیشه پیشم بودی یا با واسطه یا بی واسطه خود خودت ... بعد از این همه مدت ، بعد از۴۰ روزعشق ، چیزای بزرگی بهم دادی ، چیزای بزرگی سر راهم گذاشتی ، چیزایی که شاید تا قبل از اون موقع ، آمادگی و لیاقت درک کردنش و را نداشتم ، نمی دونم الان دارم یا نه ... چیزهایی که تازه فهمیدم از طرف تو بودن برای من ، سید می بینی چقدر خنگم ؛ چرا زودتر نفهمیدم ، اما از وقتی تو گفتی حسابش فرق کرده ، انگار یه جوردیگه شده ، چیزایی که یادگاری تو هستند. حالا اومدم ازت بخوام یادگاری هات و برام نگهشون داری و ازم نگیریشون ... سید ؛ چیزی را که خودت سر راهم گذاشتی را ازم نگیرش ، نخواه که ببری پیش خودت چیزی را که تازه بهم دادی... مشتی ، مگه هدیه را نداده پس می گیرن!؟؟ آخه تو به من بگو کجای این عالم ، تو کدوم مسلکی رسمه که یه چیز و نداده می گیرن ..؟ آخه تو که توی مسلکت از این رسما نداشتی ... سید ؛ یه چیزی یه مدتی رو دلم سنگینی می کنه ، یه چیزی مثل خُره افتاده به جونم، تو می دونی چیه ؟ تومی دونی این چیه که ته دلم و می لرزونه ؟ می دونم که می دونی حتی بهتر از خودم .. سید ؛ به سیدیت قسم ، به تویی که جدت می رسه به امامی که رئوفه ، امامی که غریب الغرباست ، به آقایی که ولی نعمتمونه ، و به سیدی خودم که قلابیه ... هدیه ات را ازم نگیر. سید ؛ تو که اونجا تنها نیستی ، هستی ؟ بذار این هدیه ات برای من بمونه ، ازم نگیرش... بذار بهم بگن خودخواه ، بذار اینجا را خودخواه باشم سید ؛ نذار از اینی که هستم تنهاتر بشم ، نخواه از اینی که هستم داغون تر بشم.. سید ؛ تو بهم بگو آخه من دارم درس چی را پس میدم ؟؟ تو که هنوز سرمشقی برام ننوشتی مشتی ، که ازم درس پس می خوای ... سید ؛ ............................................................................. ، اینم حرفایی که نمیشه گفت ، یعنی گفتنی نیست بذارسانسور بشه ، اینها بین خودمون بمونه .. می دونم که همه از این نوشته ها سر در نمیارن ، سید باید بدونه که می دونه درد دل چیه ، همین برام کافیه. التماس دعا ... علی علی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 به قلم عاشق |
|
|
پارسال یه همچین روزهایی بود که مدیر وبلاگ سید ، بدون اینکه ما ازش بپرسیم ، بدون مقدمه، نوشت : حال و احوال تعریفی نداره ، نه مجلس تهران برگزار شد و نه مجلس قم ... روزهای نگرانیمون شروع شد ، روزهای دلهره ... روزهای بدمون پارسال از همین موقع ها شروع شد ، روزهایی که باید خودمون را کم کم برای رفتن یه عاشق ، یه دلداده حسینی ، یه کسی که صداش ، نفساش ، فریاداش ، دلامون و زیر و رو می کرد آماده می کردیم. چه روزهای سختی در انتظارمون بود... اون موقع ها هیچ وقت به روزهای الانمون ، به روزهای بی سیدی ، به در به دری های الانمون ، به ... فکر نمی کردیم. هیچ وقت فکر نمی کردیم یه روز بیاد که بگیم ۱۰ ماه گذشت ... و حالا اومدم که بگم واقعا ده ماه گذشت.. ، ده ماه گذشت از اون رفتن عاشقونه ... چه بد گذشت ، چه بد داغی تو این ده ماه رو دلامون موند. بعد از گذشت ده ماه هنوزم رفتنش و باور نکردم ..! علی علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 به قلم عاشق |
|
|
السلام علیکِ یا فاطمه معصومه(س)
یه رسمی را از یه بزرگ مردی یاد گرفتیم و آن دور هم جمع شدن در روزهای خاص سر خاک یه مرد آسمونی.. بوده یه مناسبتی پیش رو داریم که با مناسبت های دیگه ای که دور هم جمع می شدیم فرق می کنه و آن شهادت ملیکه قم، حضرت فاطمه معصومه( سلام الله علیها) است. سید؛ امسال اومدیم که مثل سال های گذشته تو برامون تو صحن حضرت بخونی... فقط فرقش اینه که امسال باید گوش شنوا داشته باشیم... سید؛ بهمون گوش شنوا بده که ما هم بتونیم برای یه بار دیگه هم که شده صدای بی بی گفتنات و بشنویم و بازم با اون صدا عزاداری کنیم... سید؛ امسال قراره با بچه ها بیایم پیشت، از اون جا با هم راهی حرم حضرت بشیم ، راستی سید یادت نره توی دعاهای آخر مجلست اسم ما را هم ببری و برای ما هم دعا کنی ... آدرس قرارمون: شنبه ۸/۲/۸۶ مصادف با روز شهادت حضرت معصومه (س) یه تکه از بهشت خدا روی زمین؛ خونه کوچک همیشه سبز پوش سید؛ پلاک: یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من یه گوشه چشم تو بسه واسه حل مشکل من نشونمون همون شال سبز...
التماس دعا...علی علی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 به قلم عاشق |
|
|
seyed-zakerin ***آرشیو*** |
| یادگار |
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت شکند اگر سبویی |
| وبلاگ سید |
|
سید محمد جواد ذاکر طباطبایی لیست سی دی های سید مجموعه تصاویر سید |
| عشاق |
|
مجنون الحسين قسم خورده میکده عشق من مجنون کو لیلی؟؟؟ جامانده دل نوشته با امام زمان(عج) ریحانة الحسین مولاتی ام البنین(س) ضامن آهو تشیع |
|
RSS
|