تبليغاتX
سید ذاکرین
یا حسین غریب مادر ... تویی ارباب دل من ... یه گوشه چشم تو بسه ... واسه حل مشکل من

صلي الله عليك يا ريحانة الرسول(ع)

فضيلت زيارت امام حسين (ع):

زيارت ابي عبدالله الحسين(ع) مستحب است و تاكيد در زيارت او از ضروريات دين است تا   آنكه وارد شده: زيارت او بر هر مومن فرض است و بر مرد و زن واجب است و هر كس ترك  كند، حق خداي تعالي و رسولش را ترك كرده و تركش ناسپاسي رسول خدا(ص) و نقص در  ايمان  و دين است و هركس بي سببي ترك آن كند، از اهل آتش است.

 امام جعفر صادق(ع) فرمودند:هر كدام شما همه عمر حج كند و به زيارت حسين(ع) نرود حقّي از حقوق رسول خدا(ص) را ترك كرده زيرا حق حسين(ع) از طرف خدا بر هر مسلماني واجب است.و فرمودند: هركس سر قبر حسين(ع) نيايد تا بميرد و معتقد است شيعه ما است، شيعه ما نباشد، و اگر به بهشت هم رود، مهمان بهشتيان خواهد بود. و در روايت ديگري از ايشان آمده است كه فرمودند:هركه قبر حسين(ع) را زيارت نكند، از خير بسياري محروم شده و يكسال از عمرش كم شود.

در روايات بسياري رسيده كه در موقع ترس هم دست از زيارت قبر حسين(ع) نكشيد و هر كس او را ترسان زيارت كند، خدايش از هراس بزرگ قيامت ايمن كند و به اندازه ترسي كه داشته، ثواب برد و هركس براي ترس آنان، ترس كند، خدا او را در سايه عرشش جا دهد و زير عرش، هم صحبت حسين(ع) باشد و از هراس هاي روز قيامت در امان باشد.

وارد شده است كه زائران حسين(ع) چهل سال پيش از مردم به بهشت ميروند و ديگران گرفتار حساب و موقفند و زائر او گناهش را بر در خانه اش پل مي كند و از آن مي گذرد چنانچه شما از پل مي گذريد و آن را دنبال خود ميگذاريد.

در روايات بسياري است كه، زيارت آن حضرت برابر حج و عمره و جهاد و آزاد كردن بنده ها است،  بلكه برابر بيست حج است و بهتر از بيست حج است و بلكه خدا هشتاد حجّ مقبول نويسد و زيارتش برابر حج با رسول خدا(ص) است و بلكه اگر عارف به حقش به زيارت او رود چنان كسي باشد كه با رسول خدا(ص) صد حج كرده باشد و هركه پياده به زيارت او رود به هر گامي كه بردارد و بگذارد، ثواب آزاد كردن بنده اي از اولاد اسماعيل را دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چشم روي هم گذاشتيم آخرين شب جمعه ماه محرم امسال هم سپري شد. چه زود گذشت ... تصميم گرفتم آخرين شب زيارتي آقا و مولامون امام حسين(ع) در محرم ۱۴۲۸ هجري مطلبي درباره فضليت زيارت آن حضرت در سايت قرار بدهم.

علي علي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385   به قلم عاشق | 

این طالب بدم المقتول بکربلاء ...؟

ترويج دين اگرچه به قتل حســين بود

تثبيت آن به موي پريشان زينب است

با سلام به همه عاشقان و دلسوختگان اهل بيت (ع):

با آرزوي قبولي عزاداري هاي همه عزيزان در اين ايام ...

از همه كساني كه در اين دهه به اين كلبه درويشي سري زدند تشكر مي كنم و عذرخواهي مي كنم كه در اين مدت كمتر به سايت ها سر زدم انشاالله جبران مي كنم .

قبل از هر چيز از مديريت سايت مجنون الحسـين كه در اين مدت زحمات زيادي را براي آماده شدن سايت در ايام ماه محرم كشيدند كمال تشكر را دارم انشاالله كه هميشه در پناه مولا و آقامون امام حسين(ع) موفق باشند.

در ضمن تمام متن هاي ادبي كه از روز عرفه تا روز عاشورا در سايت گذاشتم گلچيني از دست نوشته هاي سيد شهيدان اهل قلم" شهيد سيد مرتضي آويني " بود كه براي اين ايام انتخاب كردم .

در پناه حق باشيد...

علي علي

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
یا اهل العالم!قتل الحســین بکربلا عطشانا

در چنین روزی :

- روز عاشورا، روز شهادت ارباب عشــق، پادشاه كربلا،حضرت حســـــــين بن علي(ع) و ياران عاشوراييش

- برپايي نماز جماعت در ظهر عاشورا( آخرين نماز سردار عشق)

- به آتش كشيدن خيمه هاي امام حســـــــين(ع) در عصر اين روز

- روز قيام حضرت صاحـب الزمان مـولانا المــهدي(عج) به روايتي

- ولادت حضرت عيسي(ع) روز شنبه ۱۰ محرم الحرام،۵۵۸۵ سال بعد از هبوط حضرت آدم(ع)

روز بالا آمده بود كه جنگ آغاز شد و ملائك به تماشاگه ساحت مردانگي و وفاي بني آدم آمدند. مردانگي و وفا را كجا مي توان آزمود،جز در ميدان جنگ، آنجا كه راه همچون صراط از بطن هاويه ي آتش مي گذرد؟

حســـــــين ديگر هيچ نداشت كه فدا كند، جز جان كه ميان او و اداي امانت ازلي فاصله بود ... و اينجا سدرة المنتهي است. نه ... كه او سدرة المنتهي را آنگاه پشت سر نهاده بود كه از مكه پاي در طريق كربلا نهاد ... و جبرائيل تنها تا سدرةالمنتهي همسفر معراج انسان است .

مي گويند ميان ما و شما تنها همين خون فاصله است؛ تا سدرة المنتهي را با پاي عقل آمده اي،اما از اين پس جاذبه جنون، تو را خواهد برد ... طي اين مرحله ديگر با پاي اراده ميسر نيست؛ بال مي خواهد، و بال را به عـباس مي دهند كه دستانش را در راه خدا قربان كرد .

ســـالار شهيدان :

هر كس بار غمي از دوش مسلماني بردارد، خدا اندوه دنيا و آخرت را از او دور خواهد ساخت .

****************************************

التماس دعا از همه عاشقان ابي عبدالله(ع) ...

عـــلي عـــلي

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی :

ـ این روز تـاســوعـاست. روز محاصره آن حضرت در کـربلا .

ـ شمر با لشکری مجهز وارد کربلا شد .

ـ مهلت گرفتن امام حســین(ع) یک شب جهت عبادت و نماز .

ـ برداشتن بیعت از اصحاب و اجازه رفتن به همراهان، رفتن بي وفايان، ابراز وفاداري وفاداران، حضرت مقام و منازل عاليه را در بهشت به ياران خود نشان دادند، شوخي كردن ياران عاشورايي امام عشق با يكديگر و نصب خندقي در اطراف خيمه ها .

اينك زمين در سفر آسماني خويش به عصر تاسـوعا رسيده است و خورشـيد از امام اذن گرفته كه غروب كند. ديگر تا آن نبأ عظيم، اندك فاصله اي بيش نمانده است و زمين و آسمان در انتظارند. فرات تشنه است و بيابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشـنه تر. فرات تشنه مشك هاي اهل حرم است و بيابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشـنه تر است؛ اما نه آن تشنگي كه با آب سيراب شود ... او سرچشمه تشنگي است، و مي داني، رازها را همه، در خزانه مكتومي نهاده اند كه جز با مفتاح تشنگي گشوده نمي شود .

آل كسا در انتظار خامس خويشند، تا روز بعثت به غروب عاشورا پايان گيرد و خورشيد رحت نبوي در افق خونين تاريخ غروب كند و شب آغاز شود ... شب نقمتي كه در باطن رحمت حق پنهان بود؛ شبي دراز و ديجور ... مگر امام را به اين يك شب چه نيازي است كه اينچنين مي گويد؟ كيست كه اين راز را بر ما بگشايد؟...

اصحاب عشـق را رنجي عظيم در پيش است. پاي در مسلخ عشـق نهادن، گردن به تيغ جفا سپردن، با خونْ كوير تشنه را سيراب كردن و ... دم بر نياوردن! اگر ناشئه ليل نباشد، اين رنج عظيم را چگونه تاب مي توان آورد؟

سفينه اجل به سر منزل خويش رسيده است و اين آخرين شبي است كه امام در سياره زمين به سر مي برد ...

ســالار شهيدان :

سلام كردن بر سخن گفتن مقدم است .

التماس دعا ...

علي علي

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی :

ـ شب نهم شمر ملعون پشت خیمه امام حســین(ع) آمد و امان نامه عبیدالله را برای حضرت عباس(ع) و برادرانش آورد و رد کردن امان نامه توسط آن حضرت .

ـ در اين شب اميه بن سعد با جمعي محرمانه خدمت امام حســين(ع) رسيدند و به نقل صاحب حدائق در حمله اول در كربلا شهيد شدند .

الماس اگرچه از همه جوهرها شفاف تر است، سخت تر نيز هست. ماندن در صف اصحاب عاشـورايي امام عشـق تنها با يقين مطلق ممكن است ...... و اي دل! تو را نيز از اين سنت لا يتغير خلقت گريزي نيست . نپندار كه تنها عاشـوراييان را بدان بلا آزموده اند و لا غير ... صحراي بلا به وسعت همه تاريخ است. و كار به يك يا ليتني كنت معكم ختم نمي شود . اگر مرد ميدان صداقتي، نيك در خويش بنگر كه تو را نيز با مرگ انسي اين گونه هست يا خير! اگر هست كه هيچ، تو نيز از قبله داران دايره طوافي، و اگرنه.. ديگر به جاي آن كه با  زبان " زيارت عاشـورا " بخواني، در خيل اصحاب آخرالزماني حســـين(ع) با دل به زيارت عاشـورا برو .

" ضحاك بن عبدالله مشرقي " را كه مي شناسي! عصر عاشـورا از جبهه حق گريخت بعد از آن كه صبح تا شام را در ركاب امام شمشير زده بود . خوف، فرزند شك است و شك، زاييده شرك است و اين هر سه، خوف و شك و شرك، راهزنان طريق حقند ... كه اگر با مرگ انس نگيري، خوف راه تو را خواهد زد و امام را در صحراي بلا رها خواهي كرد .

ســالار شهيدان :

خداوند رتبه ها و منزل هاي عالي را به خاطر صبري كه بندگان در مقابل تحمل ناملايمات به خرج مي دهند به آنان عنايت مي كند .

التماس دعا ...

علي علي

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنين روزي :

ـ  جمع شدن لشکر بسیاری از منافقین بر گرد امام حســین(ع) و آن حضرت را محاصره و از آب منع نمودند .

ـ رسيدن نوشته ابن زياد ملعون با پيام قطع نمودن آب به خيمه ها حتي يك قطره .

ـ در شب اين روز" شب هفتم" ملاقات امام حســـين (ع) با عمر بن سعد ملعون  واقع شد .

ـ امام حســـين (ع) ، حضرت عباس(ع) را با سي سواره و بيست پياده به طلب آب فرستاد و آنها موفق به آوردن آب شدند .

راز قربت را، ياران، در قربانگاه بر سرهاي بريده فاش مي كنند و ميان ما و حســــين همين خون فاصله است. ميان حســــين و يار نيز همان خون فاصله بود و جز خون ... بگذار بگويم كه طلسم شيطان ترس از مرگ است و اين طلسم نيز جز در ميدان جنگ نمي شكند. مردان حق را خوفي از غير خدا نيست و اين سخن را اگر در ميدان كـربلايي نيازمايند، چيست جز لعقي بر زبان؟... و اين راهي است فراخور هر مهاجـر در همه تاريخ .

اما اي دهــر! اگر رسم بر اين است كه صبر را جز در برابر رنج نمي بخشند و رضاي او نيز در صبر است، پس اين سر ما و تيغ جفاي تو ...شـمر بن ذي الجوشن را بياور و بر سينه ما بنشان تا سرمان را از قفا ببرد و زيـنـب را نيز بدين تماشگر راز بكشان .

ســالار شهيدان :

بترس از ستم كردن به كسي كه بجز خدا ياوري ندارد .

*******************************************************

عقل پرسيد كه دشـوارترين مردن چيست ؟

عشــق فرمود: كه فراق از هـمه دشـوارتر است

التماس دعا ...

علي علي

+ نوشته شده در  شنبه هفتم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی :

ـ رفتن حبیب بن مظاهر به سوی قبیله بنی اسد برای دعوت قوم خود جهت یاری حســــین بن علی (ع)

ـ شهادت حضرت يحيي(ع)

ـ وفات سيد رضي(ره) گردآورنده نهج البلاغه( ۴۰۶ ه.ق)

حّر بن يزيد رياحي تكبيرة الاحرام خون بست و آخرين حجاب را نيز دريد و آزاد از بندگي غير،حّرحّر وارد نماز عشق شد و اين نماز، دائم است و آن كه در آن وارد شود هرگز از آن فارغ نخواهد شد:الذين هم علي صلاتهم دائمون... و جان خويش را گرفت. حّر آن كسي است حق، اذن جان گرفتن را به خود او مي سپارد و اين اكرم الموت است: قتل در راه خدا . و مگر آزاده كرامت مند را جز اين نيز مرگـي سـزاوار است ؟ احرار از مرگ در بسـتر به خدا پـنـاه مي برند .

قدم صدق هرگز بر صراط نمي لرزد؛ حّر صادق بود و از آغاز نيز جز در طريق صدق نرفته بود ... احرار را چه بسا كه مكر ليل و نهار به دارالامارة كوفه بكشاند، اما غربال ابتلائات هيچ كس را رها نمي كند و اهل صدق را، طوعاً یا کرهاً، از اهل كذب تمييز مي دهد ... مكاري چون ضحاك بن عبدالله نيز نمي تواند از چشم ابتلاي دهر پنهان شود ... و فاش بايد گفت اين محضر عظيم حق جايي براي پنهان شدن ندارد .

ســــالار شهيدان :

خداوند توان كسي را نگيرد مگر بار طاعتي از او بردارد و نيز چيزي نستاند از او جز اين كه تكليفي از او ساقط شود .

التماس دعا ...

علــي علــي

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی :

ـ ابن زیاد کسی را به دعوت شبث ابن ربعی برای رفتن به کربــلا و جنگ با امام حســــــین(ع) فرستاد. او کسی است که به آن حضرت نوشته بود :    « صحراها سبز شده و منتظر قدوم تو هستيم.» او در کربــلا سرکرده سپاه پیادگان بود و آن حضرت را تیرباران و سـنگ باران نمود و از آب فــرات مانع می شد .          

ـ عبور حضرت موسي(ع) از دريا و غرق شدن فرعون و لشكرش      

ـ حركت حضرت موسي(ع) به سوي كوه طور                                    

اي همسفر، نيك بنگر كه در كجايي! مباد كه از سر غفلت، اين سفينه اجل را مأمني جاودان بينگاري و در اين توهم، از سفر آسماني خويش غافل شوي . نيك بنگر!فراز سرت آسمان است و زير پايت سفينه اي كه در درياي حيرت به امان عشق رها شده است. اين جاذبه ي عشق است كه او را با عنان توكل به خورشيد بسته است و خورشيد نيز در طواف شمسي ديگر است و آن شمس نيز در طواف شمسي ديگر و ... و همه در طواف شمس الشموس عشق، حســــين بن علي(ع) ... مگر نه اين كه او خود مسافر اين سفينه ي اجل است؟ ياران! اينجا حيرتكده ي عقل است ... و تا "خود " باقي است،اين" حيرت " باقي است. پس كار را بايد به" مـــي " واگذاشت؛ آن مي كه تو را از" خويش " مي رهاند و من وما را در مســــــلخ به قتل مي رساند . آه! انّ الله شاء ان يراك قتيلاً .

ســـــالار شهيدان :                 

كسي كه از تو حاجتي خواسته است، آبروي خود را با درخواست خود ريخته  است؛ تو ديگر با رد كردن او ، آبروي خود را نريز .

التماس دعا از همه شما عزيزان ....   

علــــــــي علــــــــي

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385   به قلم عاشق | 

ابن زياد ملعون روز چهارم محرم الحرام مردم را در مسجد کوفه جمع نمود و بر منبر رفت و گفت: ايها الناس! شما آل  سفيان را آزمايش کرده ايد

 و بدان گونه يافته ايد که دوست مي داريد و اينک يزيد مردي نيکو سيرت و پسنديده طريقت و مهربان بر رعيت بذل کننده  عطايا امن کننده رهها است

 و همين طور بود پدرش معاويه در عهد خويش و اينک پسرش يزيد مردم را اکرام مي کند و ايشان را از مال دنيا غني مي سازد و جايزه شما را صد صد افزون کند

و من نيز از جانب وي آمده ام که بيفزايم و شما را به جنگ دشمن او حسين(عليه السلام) بفرستم. پس بشنويد و اطاعت نماييد؛ و از منبر به زير آمد و بر مردم عطايا بخشيد

 و ايشان را به قتال پسر پيغمبر(صلي الله عليه وآله وسلم)، حضرت امام حسين(عليه السلام) فرستاد.

اول کسي که خارج شد، شمربن ذي الجوشن بود با چهار هزار نفر. بعد يزيدبن رکاب کلبي با دو هزار نفر، و حصين بن نمير سکوني با چهار هزار نفر تا بيست هزار نفر نزد عمر سعد جمع شدند.

********************************************************************************

بین عشقای دو عالم به خدا حسین و عشقه

بین بـچـه های ادم به خدا حســین و عشقه

می خونه حضرت خاتم به خدا حســـین و عشقه

رو ضریح زیبات نوشته توی قاب چشمات بهشته

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنين روزي :

ـ خطبه خواندن ابن زياد ملعون در مسجد جامع كوفه و تحريص به كشتن حسـين بن علي(ع)    

ـ خراب شدن قصر نمرود

ـ ولادت قابيل                                                                        

نازك دلي آزادگان چشمه اي زلال است كه از دل صخره اي سخت جوشد . دل مومن را كه مي شناسي : مجمع اضداد است، رحم و شدّت را با هم دارد و رقت و صلابت را نيز با هم . زلزله اي كه در شانه هاي ستبرشان افتاده از غليان آتش درون است؛ چشمه اشك نيز از كنار اين آتش مي جوشد كه اين همه داغ است .

امــامـــا ، مرا با تو سخني است كه اگر اذن مي دهي بگويم :« من در صحراي كربــــلا نبوده ام و اكنون هزار و سيصد و چهل و چند سال از آن روز گذشته است . اما مگر نه اين كه آن صحرا باديه هول ابتلائات است و هيچ كس را تا به بلاي كربـــلا نيازموده اند از دنيا نخواهند برد؟ آنان را كه اين لياقت نيست رها كرده ام ، مرادم آن كسانند كه يا ليتنا كنّا معكم گفته اند . پس بگذار مرا كه در جمع اصحاب عاشورايي تو بنشينم و سر در گريبان گريه فرو كنم .»

ســالار شهيدان :  

آگاه باشيد كه يكي از نعمت هاي الهي بر شما حاجات و نيازهاي مردم به شماست . پس ، از اين نعمت ها بيزار نشويد كه بر مي گردد و به جايي ديگر مي رود .              

التماس دعا ...          

عـــلي عـــلي          

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنين روزي :

ـ ورود عمر بن سعد ملعون به كربلا با چهار هزار نفر

ـ نامه نوشتن امام حسين(ع) براي بزرگان كوفه و فرستادن قيس بن مسهر به كوفه، شهادت قيس در اين روز محتمل است . 

ـ نجات حضرت يوسف(ع) از زندان  

ـ طلب خلاصي يوسف(ع) از چاه

آه از رنجي كه در اين گفته نهفته است! و اما سرّالسرار خطبه كربلايي امام در اين عبارت است كه« لیرغب المومن في لقاء ربّه ـ تا مومن به لقاي خدا مشتاق شود.»يعني دهر بر مراد سفلگان مي چرخد تا تو در كهكشان بلا امتحان شوي و اين ابتلائات نيز پيوسته مي رسد تا رغبت تو در لقاي خدا افزون شود ... پس اي دل، شتاب كن تا خود را به كربــلا برسانيم!

مي گويي: مگر سر امام عشق را برنيزه نديده اي و مگر بوي خون را نمي شنوي؟ كار از كار گذشته است. قرن هاست كه كار از كار گذشته است .... اما اي دل، نيك بنگر كه زبان رمز، چه رازي را با تو باز مي گويد: كلّ ارض كربلا و كلّ يوم عاشورا. يعني اگرچه قبله در كعبه است، اما فاينما تولوا فثم وجه الله . يعني هر جا كه پيكر صد پاره تو بر زمين افتد،آنجا كربلاست؛ و هرگاه كه علم قيام تو بلند شود عاشوراست؛ نه به اعتبار لفظ و استعاره. و اگر آن قافله را قافله عشق خوانديم در سفر تاريخ، يعني همين .

آن شراب طهور كه شنيده اي بهشتيان را مي خورانند، ميكده اش كربلاست و خراباتيانش اين مستانند كه اينچنين بي سر و دست و پا افتاده اند . آن شراب طهور را كه شنيده اي، تنها تشنگان راز را مي نوشانند و ساقي اش حســــين است؛ حســـــين از دست يار مي نوشد و ما از دست حســـين .

الا يِِِــا ايّها السّـــــــاقي ادر كاســــــــاً و ناولـها    

كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها

سالار شهيدان :                   

كساني كه رضايت مخلوق را به بهاي عظمت خالق بخرند، رستگار نخواهند شد .

التماس دعا ....  

عـــلي عـــلي                     

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی:

ـ ورود امام حسین(ع) و همراهان به کربلا      

ـ فرستادن حضرت يوسف(ع) توسط حضرت يعقوب(ع) به صحرا

از اين سوي، آنك، سپاه فاجعه نزديك مي شود .... اما از سوي ديگر، اين سياره سرگردان حـرّ است كه در مدار كهكشاني اش با شــمس وجود حســـــــين اقتران مي يابد ولاجرم ، جاذبه ي عشـــق ، او را به مدار يار مي كشاند .

اين حســين است، سر سلسله تشنگان، كه دشمن را سيراب مي كند .... اما هنوز، گاه آن نرسيده است كه غزل تشنه كامي كربلاييان را بسراييم ...

آنچه حرّ را در دستگاه بني اميه نگه داشته غفلت است... غفلتي پنهان .    شايد تعبير"غفلت در غفلت" بهتر باشد، چرا كه تنها راه خروج از اين چاه غفلت آن است كه انسان نسبت به غفلت خويش تذكر پيدا كند .

هر انساني را ليلة القدري است كه در آن ناگزير از انتخاب مي شود و حرّ را نيز شب قدري اينچنين پيش آمد..."عمر سعد" را نيز... من وتو را هم پيش خواهد آمد. اگر باب يا ليتني كنت معكم هنوز گشوده است، چرا آن باب ديگر باز نباشد كه: لعن الله امة سمعت بذلك فرضيت به؟

قافله عشق به سر منزل جاودان خويش نزديك مي شود ... و اين عاقبت كار عشق است. موكب امام به هر سوي كه مي رفت، به سوي ديگرش سوق مي دادند تا در روز پنجشنبه دوم محرم سال شصت و يك هجري به كربلا رسيد .

ســالار شهيدان :      

كسي كه بخواهد از راه گناه به مقصد برسد ديرتر به آرزويش مي رسد و زودتر به آنچه مي ترسد گرفتار مي شود .

*******************************************************

نوایـی نوایـی نوایـی نوایـی الهـی برافـتـد نشـان جدایــی

بدنبال محمل ســبکتر قدم زن مبادا غـباری به محمل نشیند

اي سـاربان آهســته ران كآرام جانم مي رود

وان دل كه با خود داشتم با دلستانم مي رود

بدنبال محمل چنان زار گريم كه از گريه ام ناقه در گل نشيند

نوايـي نوايـي نوايـي نوايـي الهـي برافـتد نشـان جدايــي

التماس دعا ....

علي علي

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385   به قلم عاشق | 
در چنین روزی :

ـ آغاز سال نو هجری قمری و روز اول ماه حزن و عزا  

ـ ملاقات حرّبن يزيد رياحي با امام حسين(ع)قبل از ورود به كربلا   

ـ وفات محمد حنيفه فرزند حضرت علي(ع) 

ـ داخل شدن حضرت ادريس (ع) به بهشت

ـ غزوه ذات الرقاع( ۴ه.ق)  

ـ فتح مصر بدست عمرو ابن عاص (۲۰ه.ق)   

ـ روز مژده دادن حضرت زكريا(ع) به ولادت حضرت يحيي(ع)    

اكنون هنگام آن است كه در قافله امام، صف اصحاب عاشورايي از فرصت طلبان ابن الوقت و باد گرايان جدا شود. براي آنان كه دل به امام نسپرده اند، اين وادي، عرصه بي فردايي دهشتي طاقت فرساست. اما براي اصحاب عاشورايي امام عشق ... آنان در كوي دوست منزل گرفته اند و اينچنين، از زمان و مكان و جبر و اختيار گذشته اند ... اين باد نيست كه بر آنان مي وزد ؛ آنان هستند كه بر باد مي وزند .

اي دل! تو چه مي كني؟ مي ماني يا مي روي؟ داد از آن اختيار كه تو را از حســـين جدا كند! اين چه اختياري است كه براي روي آوردن به آن بايد پشت به اراده حق نهاد؟ اي دل! نيك بنگر تا قلاده دنيا را بر گردنشان ببيني و سر رشته قلاده را، كه دست شيطان است. آنان مي انگارند كه اين راه را به اختيار خويش مي روند، غافل كه شيطان اصحاب دنيا را با همان غرايزي كه در نفس خويش دارند مي فريبد .

ســالار شـــهيدان : 

خداوندا، چه دارد آن كس كه تو را ندارد؟ و چه ندارد آن كس كه تو را دارد .

*******************************************************

چـرا رنـگ از رخ زهـــرا پريـده

مگر امشب هلال خون دميده

محـرم ماه اشــك و ماه خون است

 تمام دشت وصحرا لاله گون است

الهي آسمان در خون نشيند

كه زيـنـب ماه مـاتـم را نبيند

متاب اي مه كه از شمشير و خنجر

شــود زيـنـب اســـير و بــي بــرادر

متاب اي مه كه عاشورا نيايد

كـنـار قـتـلگه زهـــــرا نـيـايـد

بـــرادر دعـا كـن كـه زيـنـب بـمـيـرد

نـبـاشـــد كه بـعـد از تـو ماتـم بگيرد

.................... 

التماس دعا از همه شما عاشقان ...  

علي علي

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385   به قلم عاشق |